ترشيز نو در نوروز 1386 به پيشنهاد دو فرهيخته آقايان بي تقصير و سعاتمند با هدف انتشار مطالبي در خصوص توسعه ترشيز ، نگاه آسيب شناسانه و ايجاد فضاي همدلي با محوريت پرهيز از سياست زدگي و نفي هر گونه جناح بندي ايجاد گرديد.
و اكنون يك سالگي خود را جشن مي گيرد.
در آستانه سال دوم ، از همه علاقمندان به توسعه ترشيز جهت عضويت در اين وبلاگ دعوت مي نمائيم.باشد كه با افكار شكوفاي شما ، نو آوري و بالندگي فكري براي توسعه ديار ترشيز فراهم گردد.پس از درخواست عضويت نحوه انتشار مطالب ارزنده شما به اطلاع خواهد رسيد.
با سپاس فراوان از همراهي شما
سوابق
درخواست عضويت
همراه
حميد رضا بي تقصير
مهدي ابراهيمي
محمد فيض عارفي
سوابق
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
رفقا
صبح كاشمر- مهدي ابراهيمي
سخن گاه كاشمري ها- ايرج سعادتمند
واژ نگار - حميدرضابي تقصير
صبح ترشيز-سايت خبري
كاشمر نامه
دوست داري
قالبهای رایگان وبلاگ
۱- اين شكل از نو سازي و توسعه ، تولد يافته و پرورش يافته حوزه فكري آمريكا و غرب است.يكي از ريشه هاي آن به برنامه كميسيون اقتصادي سازمان ملل براي آمريكاي لاتين بر مي گردد. اين كميسيون به " ا كلا " مرسوم است.
۲- بنابراين اين تفكر ريشه دارد.اين كميسيون تصميم داشت تحت يك برنامه ريزي كشورهاي فقير آمريكاي لاتين را صنعتي كند. و صنعتي شدن را نقطه پاياني مشكلات توسعه يافتگي مي دانست.طبق الگوي اكلا از كشورهاي آمريكاي لاتين خواسته شده بود كه به توليد مواد غذايي و مواد خام براي مراكز صنعتي بپردازند و در عوض از كالاهاي صنعتي مزبور بهره مند شوند.
۳- اين راهبرد خوش بينانه به زودي شكست خورد. مشكلات دهه ۱۹۶۰ وركود اقتصادي در اين كشورها موجب شكست اين برنامه شد.
۴- اين برنامه ويژگي هاي مختلف هر جامعه اي را ناديده گرفته بود.
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387-12:15 | | مهدي ابراهيمي | گروه |پيوند

۱- در ادامه نظرياتي در باب توسعه پس از بررسي چند الگو به ريشه هاي تفكر نو سازي وتوسعه در جهان سوم مي پردازيم.مكتبي كه نام " مكتب وابستگي" را براي آن انتخاب كرده اند.
۲- مراد من از پيش كشيدن بحث هاي تئوري در باب توسعه ، نيازي است كه من الان احساس مي كنم.آنچه از نظريات مي گويم نه به آن اعتقاد دارم وآن را رد مي كنم.به نظرم هر جامعه انساني بايد با ويژگي هاي فرهنگي واجتماعي خودش الگوي توسعه را تعريف وتبيين نمايد.و نه صرفن بحث هاي تئوري را عامل توسعه يافتگي يافتگي مي دانم.
۴- آيا رسيدن به يك شهر صنعتي كه شهرك هاي صنعتي دور وبر آن را محاصره كنند ، يك شهر توسعه يافته است؟ اگر چنين است تهران بايد بهترين شهر براي زندگي باشد.آيا چنين است.؟
۵- شهرهاي كوچكي چون كاشمر ، كه سوداي توسعه دارند مي توانند به شهرهاي توسعه يافته مبتني بر عدالت ورفاه تبديل شوند؟
۶- دو مظهر توسعه اقتصادي وصنعتي مانند كارخانه فرايند روغن خراسان وصنايع نساجي تا چه ميزان در توسعه پايدار شهر موثر بوده اند؟آيا شاخص هاي سرمايه اجتماعي ونيروي كار در آن با الگوهاي ديني سازگار است؟ اگر چنين است فردا شركت فرودگاه مدرس ، كارخانه كاشي،كارخانه سيمان ، كارخانه آلمنيم و ... چنين خواهد شد واگر نيست از همين امروز براي فرداي بهتر بايد بستر سازي كرد.
۸- به توسعه پايدار همه جانبه معتقدم ودلم مي خواهد همه رشته هاي تحصيلي مرتبط در اين مباحث شركت كنند.به عنوان مثال ما براي ۲۰ سال آينده حداقل ۲۰ بيمارستان مجهز براي كهنسالان كاشمر مي خواهيم.( يعني هر سا ل يك بيمارستان) چون جوانان در حال پير شدن هستند و كهنسالان بيش از جوانان مريض مي شوند.و از اين نمونه بسيارند.
۷- به همان اندازه كه امروز زميني براي ساخت كارخانه در شهرهاي بزرگ نيست ، شهرهايي چون شهر ما در ۱۰ سال آينده به لحاظ آلودگي هاي زيست محيطي تهديد جدي مي شود.زماني كه همه زمين هاي كشاورزي ما تبديل به زمين صنعتي شده است وتركيب جمعيتي شهرمان به كارگران يقه آبي ويقه سفيد تقسيم خواهد شد.
۸- و جالب است ساخت كارخانجاتي كه به آب فراوان نياز دارد در دشت خشك كاشمر ( حداقل تا ۲۰ سال آينده) و فردا خشك آبي سفره هاي زير زميني ونابودي كشاورزي و به احتمال نابودي جامعه روستايي! وباز حذف بخش از فرهنگ و تمدن ترشيز كهن و ...
۹- ترسم از آن است كه بي محابا به سمت صنعتي شدن بدون برنامه ريزي كلان ما را در بيست سال آينده به اين نتيجه برساند كه اي كاش ۲۰ سال پيش توسعه روستايي را اولويت توسعه منطقه قرار مي داديم.
۱۰- من نمي خواهم بگويم مسولين به فكر اين مسائل نيستند وبرنامه ريزي بلند مدت ندارند اما عدم حضور همه نگاه هاي علمي در توسعه كاشمر ابتر خواهد ماند
۱۱- به زودي مبحث توسعه را از آمريكاي لاتين آغاز خواهم كرد.ببخشيد به اصل بحث اشاره نكردم.
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387-20:58 | | مهدي ابراهيمي | گروه |پيوند

يكي از وجوه توسعه ي فرهنگي يك جامعه ، افزايش سطح دانايي و آگاهي افراد آن جامعه در همه ي زمينه ها و به خصوص هر فردي در حوزه ي فعاليت خود مي باشد.
اصولاً تكيه بر عنصر آگاهي چه در گذشته و چه در حال يكي از عوامل پيشرفت و ترقي هر كشورو ملتي مي باشد و به ميزاني كه كشورها پيشرفت مي كردند بر اهميت اطلاعات و عنصر آگاهي هم افزوده مي شده است . عصر ما را اكنون عصر اطلاعات مي شناسند و كشورهايي كه داراي دانش بيشتر و اطلاعات و محققين و پژوهشگران بيشتر هستند ضمن اينكه در بين ساير ملل داراي احترام بيشتر هستند مي توانند پيشرفت و توسعه را براي ملت خود به ارمغان آورند. حتي اگر كشوري نيروي نظامي قوي نداشته باشد مي تواند به كمك علم و دانشمندان خود با قدرت هاي بزرگ جهان دربيفتد. مثل كشور ژاپن كه در جنگ جهاني دوم از لحاظ نظامي شكست خورد و به اجبار قرارداد صلح را امضاء كرد اما بعداً به مدد همت مردمانش توانست به پيشرفت و توسعه برسد و حتي در برابر شكست دهنده ي خودش يعني آمريكا قد علم بكند.
خود « روشنفكر » ( البته از نوع واقعي آن ) كه شايد محصول تمدن جديد و توسعه محسوب مي شود در حقيقت تلفيقي است از دو عنصر بينش و آگاهي به اضافه ي تعهد و مسئوليت. خود آگاهي و دانستن به خودي خود مسئوليت را به همراه دارد و در نتيجه ي تلفيق اين دو عنصر ، تحرك و جنبش را در كنار احساس درد و رنج مشاهده مي كنيم.
به هر حال براي رسيدن به توسعه بايد توانمندي هاي خود را افزايش دهيم و براي افزايش توانمندي ها چاره اي نيست مگر اينكه دانايي هاي خود را افزايش دهيم. از قديم گفته اند :
توانا بود هر كه دانا بود
ياعلي مدد
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387-18:42 | | محمد فيض عارفي | گروه |پيوند

در تمدن اسلامي، مساجد علاوه بر اينكه عامل اصلي تشكيل شهرها بوده اند، تعيين كننده الگوي كلي و هويت مشترك شهرهاي اسلامي به شمار مي رفته اند. برخلاف اماكن مذهبي ساير اديان، در مساجد تضاد ميان فضاي دروني و بروني اماكن از ميان رفته است. ميان مسجد و جامعه اسلامي پيوندي ناگسستني وجود دارد، چنانكه صحن مساجد معمولاً داراي درها و دروازه هايي است كه از دو يا سه طرف، ارتباط مردم محلات را با مراكز شهر و بازار تسهيل مي نمايد. (نظير مسجد جامع كاشمر)
براي هر فرد مسلمان در هر نقطه اي از جهان كه باشد، مسجد از مفهوم خاصي برخوردار است. كاشمر به لطف وجود مسجد جامع و بافت قديمي اش شهري اسلامي محسوب مي شود.
شهر اسلامي مأمن شيوه اي از زندگي است كه در آن همگان در تصميم گيري و اجراي امور به ويژه در سطح محله اي، مشاركت داشته و مساجد به عنوان ميعادگاه چنين مشاركت و تجمعاتي از اهميت به سزايي برخوردار مي باشد. در شهرهاي اسلامي، معماري مساجد، معماري مركزي شهرها و محلات است. مساجد و فضاهاي وابسته به آن همراه ديگر مراكز زيارتي و آموزشي، بعد معنوي و فكري شهرهايي چون كاشمر را به وجود مي آورند.
در هسته مركزي بافت قديمي كاشمر محلات مسكوني، بازار، حوزه علميه و ساير مراكز اقتصادي و اجتماعي با پيروي از نظم خاصي حول محور مسجد جامع قرار گرفته اند. در واقع مسجد جامع چون چشمه اي باصفا جويبارهاي معنوي خود را به سوي محلات و اماكن شهر جاري ساخته و نوعي فرهنگ پوياي ديني را تبليغ مي نمايد.
در بافت قديمي كاشمر فضاهاي شهري، خانه ها و محلات از ارزشهايي تأثير پذيرفته اند كه در مساجد شهر بر آنها تأكيد شده است.
در بافت قديمي شهر مي بينيم كه خانه شخصي، فضاي داخلي بسته اي است كه ضمن تأمين آرامش و امنيت خانواده، اندروني اعضاي آن به شمار مي آيد. پنجره ها كمتر به خانه هاي مجاور و كوچه ها اشراف دارند. كوچه ادامه خانه است و به عنوان دالان تلقي مي گردد، تا آنكه معبري براي داد و ستد، گردش و وقت گذراني باشد، حتي بعضي از معابر داراي ساباط مي باشند.
مساجد در شهرمان به همراه زيارتگاهها و تكايا، چنان در چشم اندازهاي فرهنگي مؤثر واقع مي شوند كه غالب آنها تنها ساختمان شاخص يك مسير و محله هستند. نقش مساجد آن قدر تعيين كننده و حساس است كه به پاره اي از مشاغل اجازه فعاليت نمي دهد و در عين حال برخي حرفه ها را به شدت جذب مي كند. (به مراكز تجاري اطراف مساجد شهر توجه كنيد)
همبستگي مذهبي و پيوندهايي كه در مسجد محله استحكام و استمرار مي يابد، مرزبندي هاي اقتصادي و طبقاتي را به تحليل برده و گروههاي غني در كنار اقشار كم درآمد، در نهايت صلح و صفا زندگي مي كنند. در بافت قديمي شهر شاهديم كه فضاهاي مسكوني در كنار يكديگر اين انسجام و معيارهاي ارزشي را رعايت مي نمايند و مي كوشند تا در ساخت خانه، همسايه هاي خويش را از نور و نسيم هوا و فضاي باز محروم نساخته و زمينه هاي نگاه توأم با گناه را در ساخت و سازها فراهم ننمايند.
با توجه به فعاليت كانونها و پايگاههاي بسيج اغلب مساجد به عنوان مراكز عمومي، فرهنگي و مذهبي به شكل يك مجتمع برخوردار از برخي امكانات نقشي مهم در توسعه فضايي و ساختاري محلات شهر ايفا مي كنند.
متأسفانه در سيماي شهر كاشمر و محلات جديدش شاهد نوعي بي اعتنايي ناخواسته به تأثيرات سرنوشت ساز و تعيين كننده زلال فرهنگ اسلامي و سنتهاي ديني و بومي مساجد، هستيم. مادي گرايي و گرايشهاي اقتصادي در ساخت و سازهاي محلات مشهود است. با گشتي در معابر نواحي شمالي شهر و شهركهاي اطراف مي توان مواردي را به وضوح ديد. در هر حال به تعبير كارشناسان، مساجد در سازمان دهي ساختار فضايي و كالبدي محلات و استفاده بهينه و به هنگام ازپتانسيل ها و قابليتهاي بالقوه آنها و همچنين ايجاد تعادل ميان بافت قديم و جديد شهر نقشي مؤثر و ماندگار دارند.با توجه به ارشادات مقام معظم رهبري مبني بر محوري بودن نقش مساجد در توسعه فضايي و كالبدي شهري، اميد است شاهد پويايي هر چه بيشتر شوراي اسلامي شهر و شهرداري باشيم. شايسته آن است كه مراكز آموزش عالي شهرستان با توجه به توان و بضاعت علمي خود مجموعه هاي مديريتي شهر را در نيل به اين هدف ياري كنند.
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387-8:49 | | حميد رضا بي تقصير | گروه |پيوند

تبليغات، حلقه مفقوده ميراث فرهنگي و گردشگري كاشمر
معرفي درست و اصولي كه امروزه از آن به نام تبليغات مدرن ياد مي شود، نكته مهمي است كه در ابعاد كشوري و جهاني ميراث فرهنگي به وضوح شاهد آن هستيم. انتشار روزانه ده ها گزارش و تصوير از ديدنيهاي نقاط صاحب نام در عرصه جذب گردشگر چيزي است كه در رسانه هاي تصويري و مكتوب كشور و حتي جهان به چشم مي خورد. بايسته آن است تا با توجه به ضرورت توسعه پايدار و همه جانبه ميراث فرهنگي كه منجر به توسعه اقتصادي و شكوفايي ابعاد فرهنگي و اجتماعي در نقاط پيشرو گردشگري كشور شده، نگاه برنامه ريزان كاشمر را متوجه معرفي مواريث فرهنگي اين ديار اعم از آثار منقول و غيرمنقول در سطح ملي و بين المللي جلب كنيم.
گزارشهاي سازمان جهاني جهانگردي و سازمان ميراث فرهنگي كشور حاكي از اقبال عمومي و افزايش روز افزون آمار جهانگردان فرهنگي و اكوتوريستي است. شهرستان كاشمر با توجه به توانمنديهايش در حوزه ميراث فرهنگي و گردشگري، مستعد ايجاد و احداث زير ساختها، مرمت و احيا و ايجاد جاذبه هاي مكمل در كنار بناهاي تاريخي و مناظر طبيعي است.
طبيعي است كه كاشمر با داشتن صدها اثر تاريخي قابل احيا و مجموعه هاي ماندگاري چون سايت آتشگاه، قلاع تاريخي، اشجار كهنسال، محوطه هاي باستاني، مساجد تاريخي، منازل قديمي، مناظر ديدني و جاذبه هايي نظير بهشت گمشده خراسان رضوي كوهسرخ، مناطق حفاظت شده، امتزاج كوه و كوير و همچنين آيينهاي سور و سوگ بايد حضور قابل قبولي در بازارهاي هدف داخلي و خارجي داشته باشد.
شايد احيا و مرمت بناهاي تاريخي و ساماندهي تفرجگاه ها و مناطق سياحتي و زيارتي را بتوان سرمنشأ جديدي براي توسعه و تبليغات جاذبه هاي كاشمر به شمار آورد.
تحول ايجاد شده در مجموعه سياحتي زيارتي سيد حمزه (باغ مزار) نمونه اي در خور توجه در اين حوزه است. مسؤولان ادارات ذي ربط بايد اهتمام خاصي را از خود نشان داده و تبليغ و معرفي توانمنديهاي اين شهرستان را در سرلوحه فعاليتهاي خويش قرار دهند.
تجربه نشان داده همواره آگاهي از تاريخ و تمدن نوعي غرور تمدني را ميان ساكنان يك منطقه تاريخي و داراي جاذبه هاي طبيعي پديدار كرده است. در اين شرايط تدوين استراتژي تبليغات داخلي براي دستيابي به مدل بومي ضرورتي است كه بيش از گذشته محسوس است؛ چون تبليغات به عنوان يكي از مهمترين ابزارهاي آميخته بازاريابي مي تواند نقش بسيار مهمي را در سياستها و استراتژيهاي بازاريابي سازمان بويژه در حوزه ميراث فرهنگي و گردشگري منطقه ايفا كند.
انتظار مي رود كه با تقويت مباحث معرفي، بازاريابي و تبليغات شاهد توسعه پايدار ميراث فرهنگي و گردشگري كاشمر در ايران و جهان باشيم.
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387-10:17 | | حميد رضا بي تقصير | گروه |پيوند


