ترشيز نو در نوروز 1386 به پيشنهاد دو فرهيخته آقايان بي تقصير و سعاتمند با هدف انتشار مطالبي در خصوص توسعه ترشيز ، نگاه آسيب شناسانه و ايجاد فضاي همدلي با محوريت پرهيز از سياست زدگي و نفي هر گونه جناح بندي ايجاد گرديد.
و اكنون يك سالگي خود را جشن مي گيرد.
در آستانه سال دوم ، از همه علاقمندان به توسعه ترشيز جهت عضويت در اين وبلاگ دعوت مي نمائيم.باشد كه با افكار شكوفاي شما ، نو آوري و بالندگي فكري براي توسعه ديار ترشيز فراهم گردد.پس از درخواست عضويت نحوه انتشار مطالب ارزنده شما به اطلاع خواهد رسيد.
با سپاس فراوان از همراهي شما
سوابق
درخواست عضويت
همراه
حميد رضا بي تقصير
مهدي ابراهيمي
محمد فيض عارفي
سوابق
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
رفقا
صبح كاشمر- مهدي ابراهيمي
سخن گاه كاشمري ها- ايرج سعادتمند
واژ نگار - حميدرضابي تقصير
صبح ترشيز-سايت خبري
كاشمر نامه
دوست داري
قالبهای رایگان وبلاگ
يواش یواش احساس میکنم پير شدهام! نگاهي به آيينه ميكنم، جل الخاق چي شده؟! اين همه موي سفيد و اين همه چين و چروك جبين! تعجب ميكنم و از خودم ميپرسم: چه خبرته ايرج؟! مگه چند سالته؟! بعد ميشمرم، ميبينم نه؛ خيلي هم بي حساب و قاعده نيست! شايد هنوز كمي هم جونتر موندهام! آخه، چهل و دو بهار رو پشت سر گذاشتهام! با يك حساب سرانگشتي ميشود حدود ۱۵۴۰۰ روز. روزهايي سخت و گاه دهشتناك! روزهايي پُر از اشك و آه و افسوس و اندوه! روزي در آرزوي بزرگ شدن و دغدغهي شغل و آينده. روزي در جستجوي نام و ديگر روز در تدارك نان! روزي در پشت خاكريز بدر و روز ديگر در قعر خندق احزاب! روزي شاهد عروج خونين احباب و روز ديگر شاهد تشيييع اطياب! روزي در انديشهي فردا و روز ديگر در حسرت ديروز! روزي صرف بستن دل به اين و آن و روزي خرج كندن دل زين و آن! آه كه چه بد باختيم قمار زندگي را! و چه ارزان فروختيم متاع جاودانگي را! در همين حال و حس بودم كه زنگ تلفن صدا كرد، عزيزي از كنگرهي سرداران پشت خط بود. با عجله گفت: فلاني مگه نميخواي بياي؟! يادت رفته مصاحبه داري! آقا بدويد، عجله كنيد كه برنامه زنده است. به خود آمدم ديدم هيهات! ساعت از شش و نيم هم گذشته. فوراً لباس پوشيدم و راه افتادم. رفتم سر قرار؛ ميعادگاه ياران ـ تكيهي حيدري. شور حال عجيبي است! چند نفر صندليها رو ميچينند، تعدادي جارو ميكنند. بچههاي راديو در تلاش براي ارتباط با مركز و پخش برنامهاند. اكيپ صوت به تنظيم صدا و جابجايي بلندگوها مشغولند. چند نفري چفيهها را ميچينند. گروهي تصاوير معطر شهدا را نصب ميكنند و در اين ميانه چند تن از پدران و مادران شهدا، به تصاوير بچههاي شهيدشان چشم دوخته و آرام آرام اشك ميريزند. گويا مسؤل صوت هم حس جمع رو فهميده و ميدونه بايد چكار كنه! بله، نوار داخل كاست قرار ميگيره و صداي حزن انگيز حاج صادق آهنگران بلند ميشه كه ميگه: سبكباران خراميدندند و رفتند.... هنوز بيت رو تموم نكرده كه صداي هق هق گريه، فضاي حسينيه رو پُر ميكند. تصاوير متبرك شهدا رو يكي يكي از نظر ميگذرانم، گريه امانم نميدهد. صداي نوحه، بلند و بلندتر ميشود و حاج صادق، محزون و غمگسار ميگويد: شهيدانم دعا كردند و رفتند مرا زخمي رها كردند و رفتند دعا كردند در زندان بمانم رها كردند سرگردان بمانم ................ عزيزان اين چه سودا بود با من! طاقت از دست ميدهم و زار زار ميگريم. حقيقتاً با آن منظرهي غم انگيز و آن دلنامهي حزن انگيز، دل سنگ هم ميشكند چه رسد به دل شكسته و تيكه تيكهي ما! در همان حال، سنگيني دستي را بر شانهام احساس ميكنم، اشكهايم را پاك ميكنم؛ سرم را بالا ميآورم؛ حسين است. با صدايي بريده بريده و چهرهاي اشكبار. ميگويد: پاشو! راديو! نوبتته! تا حركت ميكنم بي اختيار اشكام ميريزه و باز ميشينم سر جام. دوباره از چند متر اون طرفتر صدايي مياد: آقاي سعادتمند! آقاي سعادتمند! و حسين اينبار رساتر از قبل ميگه: آقا مهدي! آقا ايرج! پاشو صدات ميزنن. هر جور شده حركت ميكنم. چند قدم جلوتر ميام؛ منظرهي ديگري مرا سر جايم ميخكوب ميكند. مادر شهيدي با قدي خميده و چشماني كم سو، عكس دو پسر شهيدش رو چسبونده به سينهاش و در حالي كه سعي ميكنه هر جور شده خودش رو به مجلس برسونه، لنگان لنگان طول حسينيه رو طي ميكنه و من در حسرت دوربيني كه اين صحنههاي بيادماندني را شكار كنه، گوشي موبايلم را از جيبم درآورده به ثبت لحظه ميپردازم. آه كه جداً چه منظرهي پر معنويتي است و چه پيامي دارد اين حركت و اين تصوير! براي سومين بار صدايم ميزنند. ميروم؛ آقاي فروردين از برنامهي سلام صبح خراسان از من ميخواهد كه در ارتباط اول از تاريخ كاشمر بگويم و ارتباط بعدي را به كنگره اختصاص دهم. شروع ميكنم از تاريخ كاشمر گفتن، اما تحت تأثير فضا و حال و هواي موجود و صداي بلندگوي حسينيه، دقيقاً نميدانم چه ميگويم. ديالوگم تموم ميشه، فوراً برميگردم كنار ديوار ضلع غربي حسينيه، تصاوير برادران شهيد زينت بخش محفل شدهاند. برادران تهامي، توانگر، حسن نيا و .... از تصاوير فيلم ميگيرم و ميام بالاي پلكان ـ روبروي درب ورودي ـ حضور مردم رو به نظاره بنشينم. چه خاطره انگيز است ديدار ياران و برادران مهجور! بعضي از آنها، بيش از دو دهه است كه همديگر را نديدهاند. اكنون اينجا ميقاتگاه است و ديدگاه و ديدارگاه. خيلي ها ميآيند: مهدي آقا، جواد آقا، حاج مجتبي، جواد آقا، آقا مجيد،آق عليرضا، و ... همه ميآيند با هر درجه و رتبه و شغلي، از سردار و سرهنگ گرفته تا استاد دانشگاه و روحاني و كارگر و رفتگر، از دانشجو گرفته تا طلبه و ....بسياري از بچههاي جبهه و جنگ هستند با هر گرايش و تفكر. راست و چپ و كج و معوج و مقبول و مطرود! اينجا همه هستند چرا كه همگي روزي در كنار هم و در يك سنگر بودهاند.اين جاي شادماني و شعف دارد، اما افسوس كه اين شور و شعف با يك برگشت به عقب، مبدل به يأس و دلتنگي ميشود و آه از نهادم برميآورد آنگاه كه ميانديشم راستي چرا؟ چرا با وجود اينهمه نيروي توانمند و ارزشمند، با اين همه مغز متفكر و ارزشي زادگان ديار ترشيز، اينك اين مردم،عنان سرنوشت خود را به دست اهالي ولايتي ديگر سپردهاند و هر روز بيشتر از روز قبل از همشهريان و دوستان ديروز خود فاصله ميگيرند؟! آخه اين چه آفتي بود كه به جان اين ملت افتاد و چه مصيبتي بود كه دامنگير اين مردم شد؟ خدا لعنت كند كساني را كه تخم نفاق بين برادران كاشمري كاشتند و دوستان را از يكديگر دور كردند. خدا نيامرزد آنان را كه بر موج خون شهدا سوار شده و به تخريب ياران و همرزمان شهدا پرداختند و ميپردازند. خدا نبخشد آنان را كه ياوران حقيقي امام و رهبري را با تهمتهاي ناروا از ميدان بيرون كردند تا خود از خان نعمت انقلاب بهره برگيرند. راستي ما را چه شده است كه بايد جماعت كثيري از اهالي فلان شهر در مجالس و محافلي اينچنيني باشند و عزيزاني از خادمان حقيقي شهر و از چهرههاي مؤمن و متدين و معتمد شهر در آن دعوت نباشند؟! آيا هنوز وقت آن نرسيده است كه عقلا و زعماي دو قوم ـ چپ و راستـ شهرستان گرد هم آيند و فكري به حال خود و همشهريان خود بردارند؟ آيا هنوز هم بايد سلطهي بيگانگان را بپذيريم و شاهد امر و نهي نوچههاي تازه به دوران رسيدهي آنان باشيم؟ آيا نداي مقام معظم رهبري در نامگذاري سال 86 به سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نميتواند فرصت و بهانهاي مناسب براي تعامل و تفاهم برادران فهيم دو جناح باشد؟ آي قوم! بيدار شويد! خواب بس است ديگر! بيگانه پرستي بس است! يك مرد از ميان خود برگزينيد و بر كرسي مجلس بنشانيد. كسي كه مايهي افتخارتان باشد و مدافع عزت و اعتبارتان. نه، اشتباه نكنيد من هيچگاه كانديداي مجلس نبوده و نخواهم بود و خودم را به اين مناصب نخواهم آلود، پس نپنداريد كه سنگ خود بر سينه ميكوبم بلكه از همين تريبون اعلام ميكنم چنانچه زعماي دو قوم بنشينند و روي يك نفر توافق كنند، اولين كسي كه رأي دهد من خواهم بود. در اين صورت من مخلص همه آنها خواهم بود. پس تو را به خدا بنشينيد و يك بار هم كه شده براي رضاي خدا كوتاه بياييد. بنشينيد و خدا را خدا را خدا را در نظر بگيريد و با هم كار كنيد. تفرقه بس است. لجاجت بس است، منيت بس است. والله قسم روزي بازخواست خواهيد شد.......
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386-22:19 | | | گروه |پيوند

همایش تاتر استان خراسان رضوی در تاریخ های 27 تا 29 آذر ماه در کاشمر بر گزار می شود.
گويا
پس از بررسی و داوری آثار رسیده به دبیرخانه تئاتر استان 11 نمایش مجورز حضور در همایش تئاتر استان را کسب کرده اتد که عناوین آنان به شرح زیر است .
مسلوب کوفه ------------ شهرستان تربت حیدریه ------- کارگردان : هادی وکیلی
دیوان تئاتر ال ---------- شهرستان سبزوار -------------- کارگردان : مصطفی حمیدی فر
طنین عشق ----------- شهرستان تربت جام ------- ----کارگردان : عبدا... یزدی
شب هزار و یکم -------- شهرستان نیشابور ---------- ----کارگردان : علیرضا منفردی
معقول دختر -------------- شهرستان کاشمر -------------- کارگردان : محمد ناصری
عاشقستان ----------------- -- مشهد --------------------- کارگردان غلامرضا جهانپا
بگذار گاهی آفتاب- --------- مشهد -------------------- کارگردان علی حاتمی نژاد
دوش آب گرم با ------ مشهد ---------------------کارگردان عبدا... برجسته
دال مراد ---------------- - مشهد --------------------- کارگردان : علی سوزنچی
راهبندان ------------------- مشهد --------------------- کارگردان : شاپور سرابی
و نمایش آتا مرگان به کارگردانی محمد الهی با توجه به اینکه در یک جشنواره غیر رقابتی حضور
داشته است .
11 نمایش برگزیده همایش استان خواهند بود
داوری آثار همایش استان را آقایان داوود کیانیان – سعید تشکری – و رضا کمال علوی
عهده دار خواهند بود .
یکشنبه بیستم آبان 1386-17:52 | | حميد رضا بي تقصير | گروه |پيوند

سلام
بالاخره طلسم مصاحبه با جناب آقاي خباز عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي و نماينده كاشمر در مجلس در دوره هاي چهارم تا ششم شكسته شد و توانستم در محل شعبه حزب اعتماد ملي درخيابان امام (ع)كاشمرسوالاتم را طرح كنم.
از عدم موفقيت دولت خوشحال نيستيم،از عدم موفقيت دولت مردم ضرر مي كنند.عضوشوراي مركزي حزب اعتماد ملي بابيان اين مطلب گفت:اگر كسي به كشور علاقه مند باشد به دولت نمي تازد نصيحت ميكند طبيعي است كه هردولتي يك سري موفقيت و ناكامي هاي دارد.
محمد رضا خباز افزود:حزب اعتماد ملي دولت را با نظرات خود ياري مي كند.
وي در ادامه در پاسخ اين سوال كه ليست اين حزب در تهران براي انتخابات دور هشتم مجلس در چه وضعيتي است گفت:پنجاه درصد ليست تهران بسته شده است.ده نفر از حزب اعتماد ملي با سر ليستي حجت الاسلام منتجب نيا در كنار پنج نفر از افراد حقيقي غير عضو حزب كه از نظر تفكر به ما نزديكند مشخص شده اند.
وي خاطر نشان شد:ليست اين حزب در سطح كشور به اختمال هشتاد درصد با ساير احزاب اصلاح طلب يكسان خواهد بود.
وي در مورد احتمال حضور آقاي خاتمي در انتخابات مجلس اظهار داشت:اگر ايشان بيايند سرليست اين حزب خواهند بود.
خباز در ادامه ابراز داشت:سرنوشت مجلس در صندوق هاي راي تعيين مي شود مردم با شور ونشاط وارد عرصه مي شوند البته شايد برخي گِلههاي داشته باشند،حرف هاي داشته باشند و بخواهند از صندوق راي قهر كنند اينان بدانند كه نمي توان حرف و گِله را با عدم حضور اعلام كرد.
وي از هيات هاي نظارت و اجرايي انتخابات خواست تا به مردم جهت شركت در انتخابات دلگرمي بيشتري بدهند و گفت:اين هياتها امين راي مردمند و بايد شرايط رابراي حضور افرادي كه خود را شايسته مي دانند ولي اهل دردسر نيستند فراهم كنند و به نوعي آنان را دعوت به حضوركنند
خباز وجود اختلاف در جبهه اصلاحات را امري طبيعي دانست و گفت:اتفاق نظر در هر دو جناح مقتدر كشور در همه جهات صددرصدنيست.الان در هر دو جبهه نيروهاي جوانترتمايل دارند كه در صحنه انتخابات حضور فعالتر داشته باشند.
وي وجود اختلاف را واقعيتي انكار ناپذير دانشت و گفت:در جبهه اصلاحات به دنبال وحدت حداكثري هستيم و معتقدم به وحدت صددرصدي نمي رسيم.اختلافات ريشه اي نيست بلكه اختلاف سليقه است.
وي درپايان با انتقاد به هتك حرمت هاي اخير گفت:بااين هتك حرمتها مخالفيم و معتقدم اين موضوع مورد پسندهيچكس نيست براي مقابله با هتك حرمتهادو تفكر وجود دارد عده اي معتقدندبايد برخورد كردعده اي معتقدند بايد تحمل خودرابالا ببريم بعضي مواقع توهين ها سطح پاييني دارند كه پاسخ ندارد
شنبه نوزدهم آبان 1386-11:6 | | حميد رضا بي تقصير | گروه |پيوند

سلام.يكي از دوستان اسامي كانديداهاي احتمالي انتخابات هشتم مجلس را مي خواست.عجله هم داشت.با گذري به محيط مجازي اينترنت اين اسامي ليست شد.از جناب كاشمر نشين نويسنده محترم وبلاگ «كاشمر شهر من» بايد به طور ويژه تشكر كرد.چرا كه بخش اعظمي از اين نوشته بر اساس نوشته هاي ايشان تنظيم شد.
R محمدرضا خباز:معرف حضور همگان است و 3 دوره نماينده مجلس بوده و در اندیشه آن است تا در این دوره با پشت سر گذاردن رقیب رکورد شکنی کند.او هم مانند بلوکیان با مشکلاتی مواجه خواهد بود و خاطره 4 سال قبل همچنان او و دوستانش را می آزارد.رقیبان چپ او شاید کسانی مثل انبیایی و جعفرپور باشند که ارای ثابت او را کاهش خواهند داد.او در حال حاضر از چهره هاي شاخص حزب اعتماد ملي است.بيش از اين عضو حزب همبستگي بود.
R احمد بلوکیان:معرف حضور همگان است و2 دوره نماينده مجلس بوده و در اندیشه آن است تا در این دوره با پشت سرگذاردن رقیبان به رکورد رقیب دیرینه خود(خباز) دست یابدو به قول برخی سناتور شود.مهمترین خطری که وی را تهدید می کند عملکرد بد دوستانش در دوره اخیر وحضور بعض افراد منتسب به راست در انتخابات است که جای وی را تنگ خواهند کرد (اسکندری- طباطبایی).احزاب اصولگرا عمدتا از ايشان حمايت خواهند كرد.
R دکتر جعفرپور:از مجرب ترین کاندیدا هاست چون با احتساب این دوره 5 دوره کاندیدای انتخابات است که 2 دوره برای وکالت مجلس و 3 دوره برای شورای شهر کاشمر کاندیدا شده است و 2 بار آن علی البدل شد و 1 بار مستقیم به شورا رفت (البته از 2 بار علی البدلی 1 بار به شورا رفت واین بار هم با استعفای طباطبایی بعد از خانم پالایی به پشت در شورا رسیده است )به اصلاح طلبان پیشرو متصل است و با دوستانش در انتخابات ریاست جمهوری ستاد دکتر معین را پرشور اداره می کردند .اخيرادفتر حزب مشارکت را در كاشمر با همراهي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه ازاد اسلامي راه اندازي كرد و حتي در دهمين كنگره اين حزب هم شركت كرد.در ميان جوان اصلاح طلب و دانشجويان داراي محبوبيت است..انتظار می رود با حضورش در انتخابات مجلس گروهی از چپی های دلخور و دلگیر و خسته از خباز را همراه خود کندو برای او مشکل ساز خواهد شد!
Rحسن رسولی:چند سال پیش از این و زمانی که معاونت وزیر را یدک می کشید بخت خود را آزمود ولی در رقابت با خباز نتوانست راهی مجلس شود و سالها پس از آن در دولت اصلاحات به سمت استانداری خراسان نیز رسید ولی همچنان چشم به پست وکالت مجلس دارد هنوزتوصیه برخی برای کاندیدا شدن در مشهد را نپذیرفته وي در حال حاضر مدير عامل بنياد باران است.احتمال حضورش در كاشمر ضعيف شده ولي هم چنان اميد مخفي اصلاح طلبان مي باشد.
R علی محمد خزایی :مدت مدیدی در ریاست آموزش و پرورش کاشمر مشغول بود و در همین سمت بازنشسته شد. به اعتقاد بسیاری لیدر چپ در کاشمر و حتی در نواحی اطراف کاشمر است و به شدت مورد اعتماد دوستان فرهنگی و غیر فرهنگی چپ خود است. فعالیت عریان سیاسی خود را پس از بازنشستگی آغاز نمود و در انتخابات شوراها به هدایت ائتلاف معتمدین و طرفداران آنها مبادرت ورزید.احتمالاتی وجود دارد که در صورت نیامدن خباز، وی وارد صحنه شود.
R- دكتر سيد محمد رضا طباطبایی: سالها پیش به کاشمر آمد و در ریاست دانشگاه آزاد مدتی فعالیت کرد و از آن پس به امور زراعی و عمرانی (بساز و بفروشی) و تدریس در دانشگاه روی آورد تا سال قبل که در انتخابات شورا منتخب مردم کاشمرشد واز اين سمت هم استعفا داد.در حال حاضر در فرصت مطالعاتي در كانادا و به عبارتي در مالزي به سر مي برد.وي داراي گرايشات شديد راستي است.
R ایرج سعادتمند:از فرهنگیان پر تلاش است که در دانشگاه هم تدریس می کند (فوق لیساتس تاریخ) اصالتا از منطقه کوهسرخ است . مدتی ریاست جهاد دانشگاهی را بر عهده داشت وي از جمله اصلاح طلبان فهيم منطقه محسوب مي شود.
R مجید خدامی فهادان:از سپاهیان فرهنگی است و مدت هاست مسئولیت مدارس امام حسین را در استان خراسان بر عهده دارد.مدتی است با جمعی از افراد که از اقشار مختلف سیاسی و غیر سیاسی در آن حضور دارند حلقه معرفت را به کمک رئیس قبلی اداره ارشاد ( دامادشان آقای نیازی) راه انداخته و چندی پیش نیز برنامه ای در هیئت شهدا برگزار کرد.وي داراي گرايشات اصلاح طلبان معتدل مي باشد.
Rمحمد کاظم انبیایی:از اهالی بردسکن است که مدت هاست از این شهردور است چندی است تلاش هایی هم آغاز کرده است.آخرین سمت وی رئیس دفتری وزیر آموزش و پرورش خاتمی (حاجی) بوده است و احتمالا در لیست بنیاد باران که حاجی در آن فعالیت می کند، وی را برای دیار ترشیزبرگزینند.البته در بین چپی های کاشمر و بردسکن نتوانسته خود را بقبولاند و همین قدری کارش را سخت خواهد کرد.وي از اعضاي حزب همبستگي و از وابستگان بنياد باران محسوب مي شود.
Rمهندس اسكندري:بيش از اين رئيس جهاد سازندگي كاشمر بود و سپس راهي شيلات استان شد و بعد از آن در راه اهن خراسان فعاليت كرد.قبلا گرايشات چپي داشته ولي گويا هم اينك خودش را به طيف قاليباف نزديك كرده است.
Rرجبي:داراي سوابق فعاليت در وزارت كشور در رده معاون فرمانداري بوده و از عناصر اصلاح طلب بردسكن محسوب مي شود.
Rمهندس مزروعي:رد صلاحيت شده دوره گذشته است و ارتباطات نزديكي با اصلاح طلبان به ويژه حزب مشاركت داشته است.سابقه ريات جهاد كشاورزي كاشمر و تربت حيدريه را دارد.
Rدكتر محزوني:مي گويند پزشكي است اصلاح طلب در بردسكن.
Rعنبراني كندري:مي گويند دبيري است در خليل اباد.
Rدكتر شوكت فدايي:از مقامات عالي رتبه وزارت جهاد كشاورزي و داراي گرايشات خفيف اصلاح طلبانه.
سه شنبه هشتم آبان 1386-12:43 | | حميد رضا بي تقصير | گروه |پيوند


